عشق خدا

ღ♥ღ اگه خدا تو رو لبه ی پرتگاه برد بهش اعتماد كن ؛ یا تو رو از پشت می گیره ، یا بهت قدرت پرواز می ده ღ♥ღ

 
همه ی زندگیم ، با تو بودنه ....

میخوام به تو خیره شم ،
 میخوام دستاتو بگیرمو ، بهت بگم ، میخوام فقط با تو بمونم ، 
میخوام به من نگاه کنی و بهم بگی که هر چی خطا دارم و می بخشی و هنوزم منو دوست داری ،
میخوام لحظه هامو پر کنی و نذاری به جز تو به چیز دیگه ای از دنیا فکر کنم ، 

لطف تو شامل حالم بوده و هست ، از چیزایه تلخ و شیرین ، هرچی به یادم میارم ، همه به صلاحم بوده ، 
پس از تلخیها شکوه نمی کنم و ناراحت نمیشم و به خاطر شیرینی ها هزاران بار شکرت میکنم ،

بارها به خاطر تلخیها و ناراحتیهام از دستت ناراحت میشدم ، پیشه خودم میگفتم ، چرا هر چی سنگه ، ماله پایه لنگه ،
چرا هر چی سختیه ماله من ، چرا هر چی عذابه من بکشم ، چرا بی وفایی و بی مهری رو جایه محبت و دوست داشتن یاد بگیرم ، 
دیگه ناامید بودم ، از خودم ، از دنیا ، از زندگی .....

حالا هر چی بیشتر میگذره و سختیایه بیشتری رو پشت سر میذارم ، به پشت سرم که نگاه میکنم ، گودالی رو میبینم که ، اگه خدا کمکم نکرده بود ، نمیتونستم دستشو بگیرم و بخوام بالا برم ..... 
دیگه از این ناراحت نیستم که تویه دنیا خوش نباشم ، ناراحت نمیشم اگه فقط درد بکشم ، اگه فقط بی وفایی میبینم ،
چون دیگه به وجود دنیا اعتقاد ندارم ، دیگه دنیا اینقدری برام ارزش نداره که بخوام به خاطر نداشته هام ، یا چیزایی که از دست میدم ناراحت باشم ، حالا وجود آخرت رو بیشتر از این دنیایه مجازی ، باور دارم ، ارزش اونو بیشتر از ارزش هرچیزی میدونم ، 
دیگه برایه خودم زندگی نمیکنم ، ادامه میدم ، جوری که تو بخوای ...

آره ، سختیا همه کمک بوده ، آدم تا سختی نکشه ، قدر نمیدونه ، بزرگ نمیشه ،
 نمیخوام عمری با خوشی بگذرونم و بعد موقع سختیا یهو کم بیارم ، الان که سختی بکشم ، الان که امتحانامو با موفقیت پشت سر بذارم ، برایه بعدهام ، که سختیا بیشتر میشه ، اینقدر قوی شدم که بتونم تحمل کنم ، اینقدری پیشه خدام اعتبار پیدا میکنم که موقع سختیایه بزرگتر ، دستمو بگیره و نذاره عذاب بکشم ،
آره آدم با احساس نمیتونه تو جایی زندگی کنه که احساسی وجود نداره ،
پس بی احساس زندگی میکنم ، بی احساس میمیرم ، چون میدونم ، کسی نمیتونه احساس رو به من یاد بده ، 


خدایا شکر ، با وجود سختیا ، بازم شکرت میکنم ، 
دنیا هیچ وقت ارزش نداره که بخاطرش از تو یا از کسی ناراحت شم ،
چرخ زمونه اگه بده و با من بد میکنه ، خوبیه تو رو جایگزینش میکنم تا بتونم تحملش کنم ،
بی وفاییه مردم دنیا ، اگه عذابم میده ، وفایه تو و دوست داشتنه تو رو به جاش حس میکنم ،
اگه تلخیه این دنیا زجرم میده ، به امید آخرت تلاش میکنم ، تا بتونم دوام بیارم ،
از تو و وعده ی اون دنیات ناامید نیستم و میدونم این دنیا فانیه ، پس برایه جایی تلاشمو میکنم که ارزش داره و جاودانه ، 
حداقل خوشحالیه تو مهمتر از هر چیزیه ، 
حاضرم هر سختی و هر عذابی رو تحمل کنم ، اما تو یه لحظه هم از من ناراحت نباشی ، 
تو بهترین و با ارزش ترینی ، پس حاضرم به خاطرت از همه چیزایی که ممکنه تو رو از من بگیره ، حتی بارزش ترینا و بهترینا تویه دنیا ، بگذرم ، 

تو با زندگی تو دنیا به من همه چیزو یاد دادی ،
 از محبت و وفا تا بی وفایی ، 
از وابسته کردن تا رها یی ، 
از عشق تا جدایی ،
از خطا تا بخشندگی ،
از تنها بودن تا احساس با تو بودن ، 

اما از زنده موندن تا مردن رو هنوز یاد نگرفتم ،
چون فاصله ی زندگی تا مرگ ، به اندازه ی ، اذان تا نماز بوده ،
وقتی به دنیا میایم ، در گوشمون اذان میگن و وقتی میمیریم ، برامون نماز میت میخونن ، 
اگه طرز زندگی کردن رو یادگرفته بودم ، شاید لایق مردن و با تو بودن ، میشدم ،

حالا سعیمو میکنم ، هر جوری تو بخوای زندگی میکنم ، میخوام با رضایت منو پیشه خودت ببری ، 
هدفی تو دنیا ندارم ، آرزویی ندارم ، چیزی ازت نمیخوام ، 
به جز 
خـــــودت .... 

تینا - تاریخ ٢٩/٦/١٣٨٩

براي نظر ،لطفا كليك كنيد.


 
 



مترجم سایت

مترجم سایت

مترجم سایت

مترجم سایت

كد تغيير شكل موس